دربارهی مفهوم «برخورد تمدنها»
«برخورد تمدنها» مفهومی بود که نخستینبار ساموئل هانتینگتون آن را در مقالهای (۱۹۹۳) در نشریهی «امور خارجه» به کار برد. استدلال او آن بود که در فضای پایان جنگ سرد مناقشات در روابط بینالملل بیشتر ناشی از برخورد تمدنها خواهد بود تا در اثر تعارض در منافع اقتصادی و ایدئولوژیک. هانتینگتون تمدن را بالاترین سطح گروهبندی فرهنگی میدانست و مشخصهی هویتی آن را زبان، تاریخ و دین قلمداد میکرد. او هشت تمدن را با چنین طرز تلقیای شناسایی کرد (تمدنهای غربی، کنفوسیوسی، ژاپنی، اسلامی، هندو، اسلاوی/ارتدوکس، آمریکای لاتینی و آفریقایی) و پیشبینی کرد که تعارضها احتمالا در مرز میان تمدنها بروز یابند.

مفهوم برخورد تمدنها از سال 1993 بهطور گسترده به کار گرفته شده است، اما نقدهای گستردهای نیز در خصوص آن مطرح شده است. منتقدان این پرسش را مطرح کردهاند که آیا در عصر چندگانگی فرهنگی یک تمدن یا یک فرهنگ میتواند خودبسنده باشد، آنها مدعیاند که تز هانتینگتون مسبب یک نگاه قطبیشده نسبت به دیگران خواهد شد. دغدغهها در خصوص اینکه چنین ایدهای به یک پیشبینی خودتحققگر تبدیل شود به ایجاد مفهوم «گفتوگوی تمدنها» نیز منتهی شد.
از زمان حملات یازدهم سپتامبر در ایالات متحده، مفهوم برخورد تمدنها توجهات روزافزونی را به خود معطوف داشته است. این ایده به یک چارچوب متعارف برای تفسیر رخدادها و جنگی که در پی رویداد یازدهم سپتامبر اتفاق افتاد تبدیل شد. بهرغم کوشش سیاستمداران برای فاصلهگرفتن از یک روایت غرب در برابر اسلام، رخدادها غالبا در چارچوب ایدهی برخورد تمدنها گزارش و تعبیر میشدند.
ترجمه از فرهنگ علوم سیاسی و روابط بینالملل آکسفورد:
Brown, Garrett W. & McLean, Iain & mcmillan, Alistair, “clash of civilization” In The Concise Oxford Dictionary of Politics and International Relations, Oxford University Press, 2021.
کلمات کلیدی: تمدن، برخورد تمدنها، گفتوگوی تمدنها، ساموئل هانتینگتون